محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
325
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
كرد » . سمهودى با تأكيد گفته است : اين عقيق ، بجز عقيق مدينه است . اين ، در سرزمين مزينه ولى در نزديكى عقيق مدينه است ( 1 ) . برخى از روايات ، المعادن و عقيق را در همان اقطاع آورده ولى برخى ديگر ، آن دو را دو اقطاع جداگانه ياد كردهاند . گفتهاند كه عمر بن خطّاب ، به كمك شرط اين اقطاع يعنى « معتملا يعتمله » بر بلال مزنى استدلال كرده و گفته است كه : هر بخش از اين ملك را كه در آن ، كار نمىكنى و توانايى كار كردن در آن را ندارى ، از تو بازمىستانيم و به ديگران كه نيازمند زميناند مىدهيم . زبير بن أبو بكر در « كتاب العقيق » نوشته است كه پيامبر خدا ( ص ) بخشى از العقيق را به بلال بن حارث مزنى اقطاع داد و در آن باره ، براى او فرمانى نوشت كه متن آن اين است : به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر اين نوشتهاى است كه محمّد فرستادهء خدا به بلال بن حارث داده است : وى بخشى از العقيق را تا آنگاه ( 2 ) كه در آن كار كند ، به وى داده است . معاويه آن را نوشت . 1 . بنگريد : ياقوت ، واژهء « العقيق » . - م . 2 . در اينجا عبارت متن براى مؤلّف مفهوم نبوده و توضيح مؤلف چنين است : « ما يلح ( ؟ برح ، مهمل بالأصل ) » . - م . ( 1 ) 165 براى قبيلهء أسلم ابن سعد ج 1 / 2 ص 24 ( ش 29 ) ؛ المحبّر ، ابن حبيب ، ص 75 ( خطّى موزهء بريتانيا ) و آن با ص 111 چاپ حيدرآباد ، برابر است . بنگريد : كايتانى ، 8 / 22 ( تعليقهء دوم ) ؛ اشپرنگر ، 3 / 241 ؛ اشپربر ، ص 19 . براى أسلم از خزاعه : براى آن دسته از مردم أسلم كه ايمان آورده نماز را به پا دارند و زكات دهند و نسبت به دين خدا پاك دل باشند ( 1 ) . بىگمان ، حق ايشان است كه در برابر كسى كه بر آنان ستم كند ، از يارى مسلمانان بهرهمند گردند . ايشان نيز وظيفه دارند كه هرگاه پيامبر خدا ( ص ) آنان را به يارى خويش فرا خواند ، وى را يارى دهند . نسبت به اين پيماننامه ، بياباننشينان قبيلهء أسلم ، با شهرنشينانشان برابرند .